آموزش تصویری زبان انگلیسی- درس سی و یکم

آموزش تصویری زبان انگلیسی- درس سی و یکم

Lesson 31: Take Me Out to the Ball Game

آموزش تصویری زبان انگلیسی– درس سی و یکم

خلاصه داستان/ Summary

Anna wants to go to see a baseball game. The question is: what is the fastest way for her to get there? Her friends Jonathan and Ashley give her advice.

آنا می خواهد به دیدن یک بازی بیس بال برود. سوال این است: سریعترین راه برای رسیدن به آنجا چیست؟ دوستان او جاناتان و اشلی مشاوره می دهند

تمرین تلفظ/ Pronunciation

.Use this video to learn about pronouncing “than” in sentences with comparative adjectives

استفاده از این ویدیو برای یادگیری در مورد تلفظ “از” در جملات با صفت مقایسه ای

متن مکالمه/ Conversation

Anna: Hi, there, sports fans! Baseball is America’s sport. Today, I am going to Nationals Park. It is home to Washington, D.C.’s baseball team — the Washington Nationals
سلام بر رفداران ورزش! بیسبال یک ورزش آمریکایی است. من دارم به پارک ملی می روم. آنجا خانه تیم بیسبال واشتکتن دی سی است. — ملیت های واشتگتن.
Anna: Hi, Jonathan!
?Jonathan: Hi, Anna! Where are you going
جاناتان: سلام، آنا! کجا میری؟
Anna: I am taking a bus to a Nationals baseball game
آنا: م میخواهم اتوبوس بگیرم برای بازی ملی بیسبال.
.Jonathan: Don’t take the bus. A taxi is faster than a bus
جاناتان: اتوبوس نگیرید. تاکسی بسیار سریعتر از اتوبوس است.
.Anna: Oh, good idea. You know I love baseball
Anna: اوه ایده خوب. می دانید من بیسبال را دوست دارم
.Jonathan: That’s great. Have fun
جاناتان: این فوق العاده است خوش بگذره
.Anna: In fact, I wanted to be a baseball player
انا: در واقع، من می خواستم یک بازیکن بیس بال باشم
.Jonathan: Is this one of your memories? I’m really busy
جاناتان: آیا این یکی از خاطرات شماست؟ من واقعا سرم شلوغ است.
Anna: This won’t take long. I can see it now… I am at home plate. I wait for the pitch. The ball comes. I swing. It’s a hit! I run to first base, second base, third base, then home plate. It’s a home run! The crowd cheers! Woo hoo
آنا: این طول نمی کشد. حالا میتونم ببینم … من در صفحه اصلی هستم منتظر زمین هستم. توپ می آید. من هیجان دارم این یک ضربه است! من به اولین پایه، پایه دوم، پایه سوم، و سپس صفحه اصلی راه اندازی کردم. این یک خانه است! جمعیت تشویق می کند! وو هوی!
.Jonathan: You really love baseball. Have fun at the game, Anna
جاناتان: شما واقعا بیس بال را دوست دارید. میدوارم از آن بازی لذت ببرید.
!Anna: Thanks, Jonathan.Taxi
آنا: ممنونم جاناتن، تاکسی
?Ashley: Hi, Anna. Where are you going
اشلی: سلام، آنا. کجا میری؟
!Anna: Hi, Ashley. I am going to see a Nationals baseball game
آنا: سلام، اشلی. من قصد دارم یک بازی بیس بال ملی را ببینم
?Ashley: What time is the game
بازی کی است؟
.Anna: 7 o’clock
آنا: ساعت ۷
?Ashley: Do you have a ticket
اشلی: آیا بلیط داری؟
.Anna: No, not yet
آنا: نه هنوز
.Ashley: Anna, you should go a lot earlier than 7 o’clock
Assley: آنا، باید خیلی زودتر از ساعت ۷ برسی.
!Anna: That is why I’m taking a taxi. Taxi
آنا: به همین دلیل است که من تاکسی می گیرم. تاکسی
.Ashley: Anna, Anna, that’s not a good idea. A bicycle is faster than a taxi
Assley: آنا، آنا، این ایده خوبی نیست.  دوچرخه سریعتر از تاکسی است
.Anna: Oh, Ashley. Ashley, Ashley, Ashley. A car is faster than your bicycle
آنا: آه، اشلی. اشلی، اشلی، اشلی. یک ماشین سریعتر از دوچرخه شماست
.Ashley: In D.C. traffic sometimes a bicycle is faster than a car. And right now, there is a lot of traffic
.Ashley: در ترافیک D.C. گاهی اوقات دوچرخه سریعتر از یک ماشین است. و در حال حاضر، ترافیک زیادی وجود دارد
.Anna: Good point. But I don’t have a bicycle
Anna: ایده خوبیه. اما من دوچرخه ندارم
.Ashley: Okay, Anna, you can use my bicycle
Alsley: خوب، آنا، تو می توانی دوچرخه من استفاده کنی
.Anna: Thanks! I really want to learn how to ride one
Anna: با تشکر من واقعا می خواهم یاد بگیرم چگونه دوچرخه سواری کنم
!Ashley: What do you mean, learn how to ride a bike? Oh, Anna! Anna, Anna
اشلی: منظورت چیه؟، یاد بگیری چگونه دوچرخه سواری کنی؟ اوه، آنا! آنا، آنا
.Ashley: You know, Anna, the Metro is faster than a taxi and a bicycle. You ought to take the Metro. It’s that way
Assley: تو می دونی آنا، مترو سریع تر از تاکسی و دوچرخه است. تو باید مترو را بگیری این بهترین راهه
.Anna: Good idea
آنا: ایده خوبیه
.Ashley: OK
اشلی: خوبه
!Anna: See you later
آنا: بعدا می بینمت
!Ashley: Bye, Anna
اشلی: خداحافظ، آنا
!Anna: Bye
آنا: خداحافظ
Anna: The Metro was a lot faster than a bus, taxi or bike. And now I’m at Nationals Park! Look at all these fans! So many people like to watch baseball. There’s the ticket window. What? The tickets are sold out? Nooooooo!Nooooooo! But I really want to watch a baseball game. Does anyone have an extra ticket
آنا: مترو بسیار سریعتر از اتوبوس، تاکسی یا دوچرخه سواری بود. و حالا من در پارک ملی هستم به تمام این طرفداران نگاه کنید! بسیاری از مردم دوست دارند بیسبال را تماشا کنند. گیشه بلیط فروشی اینجاست. چی؟ بلیط ها فروخته می شود؟ Nooooooo! Nooooooo! اما من واقعا میخواهم بازی بیسبال را تماشا کنم. آیا کسی یک بلیط اضافی دارد؟
.Fan: Next time, you should buy your ticket online
Fan: دفعه بعد شما باید بلیط خود را آنلاین خریداری کنید
Anna: Thanks. Thanks a lot. It is good advice. Being early is better than being late. Until next time
آنا: متشکرم خیلی ممنون. مشاوره خوب است زودتر رفتن بهتر از دیرکردن است. تا دفعه بعد…
 سایت زبان نصرت جامع ترین سایت آموزش زبان انگلیسی که همواره سعی کرده است به روز ترین محصولات صوتی و تصویری آموزش زبان را ارائه دهد. اگر می خواهید مکالمات انگلیسی را در مدت زمان کوتاه بیاموزید حتما به قسمت آموزش انگلیسی سایت مراجعه کنید.

مطلب پیشنهادی

آموزش تصویری زبان انگلیسی- درس پنجاه

آموزش تصویری زبان انگلیسی- درس پنجاه

آموزش تصویری زبان انگلیسی- درس پنجاه Lesson 50: Back to School خلاصه داستان/ Summary در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*